.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت
از بس پسرایی که مخ زدم دختر از آب در اومدن . . دیگه میرم پی وی دخترا بلکه پسری چیزی گیرمون اومد…

با عضویت در کانال تلگرام set85@ جایزه دریافت کنید 1035
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : orka
ت : یکشنبه 10 مرداد 1395
.
امروز سوار تاكسى شدم، به راننده گفتم: چقدر ميشه؟ گفت: نميدونم، هرچى مرامته بده! بهش پونصد تومن دادم گفت: تف تو مرامت!!

با عضویت در کانال تلگرام set85@ جایزه دریافت کنید 1552
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : orka
ت : یکشنبه 10 مرداد 1395
.



با عضویت در کانال تلگرام set85@ جایزه دریافت کنید 730
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : orka
ت : یکشنبه 10 مرداد 1395
.
آقا ما یه روز اومدیم یه آدم خوشگلو خوش تیپو بغل کنیم ... . . . . . . . . . . . تق خوردیم به آینه ب همین برکت

با عضویت در کانال تلگرام set85@ جایزه دریافت کنید 1935
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : orka
ت : شنبه 09 مرداد 1395
.
یه دختر و پسر که زمانی همدیگرو با تمام وجود دوست داشتن بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه ماشین شدن و آروم کنار هم نشستن … دختر میخواست چیزی رو به پسر بگه ولی روش نمیشد ! پسر هم کاغذی رو آماده کرده بود که چیزی رو که نمیتونست به دختر بگه توش نوشته بود ؛ پسر وقتی دید داره به مقصد نزدیک میشه کاغذ رو به دختر داد ، دختر هم از این فرصت استفاده کرد و حرفشو به پسر گفت که شاید بعد از پایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اونو نبینه … دختر قبل از این که نامه ی پسرو بخونه به اون گفت که دیگه از اون خسته شده ، دیگه عشقش رو نسبت به اون از دست داده و الان پسری پیدا شده که بهتر از اونه … پسر در حالی که بغض تو گلوش بود و اشک توی چشماش جمع شده بود با ناراحتی از ماشین پیاده شد که در همین حال ماشینی به پسر زد و پسر درجا مرد … دختر که با تمام وجود در حال گریه بود یاد کاغذی افتاد که پسر بهش داده بود ، وقتی کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود : “اگه یه روز ترکم کنی میمیرم …”

با عضویت در کانال تلگرام set85@ جایزه دریافت کنید 1781
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : orka
ت : جمعه 04 تیر 1395
.
کودکی با پای برهنه روی برف ها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد. زنی در حال عبور او را دید و دلش سوخت، او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش! کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم. کودک گفت: می دانستم با او نسبتی دارید!

با عضویت در کانال تلگرام set85@ جایزه دریافت کنید 812
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : orka
ت : جمعه 04 تیر 1395
.
شُما یادتون نِمیاد قدیما ب دخترا شماره میدادی پاره میکردن ‌

با عضویت در کانال تلگرام set85@ جایزه دریافت کنید 769
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : orka
ت : جمعه 04 تیر 1395
.
#خبر_فوری برای غیر فعال کردن پیام های تبلیغاتی ترفند زیر را انجام دهید فقط کافیه #800* را شماره گیری کنی. ویژه همه اپراتورها تا بالاخره از دست همه ی پیام های تبلیغاتی خلاص بشید... لطفا اطلاع رسانی کنی: @hasarjok

با عضویت در کانال تلگرام set85@ جایزه دریافت کنید 908
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : orka
ت : دوشنبه 31 خرداد 1395
.



با عضویت در کانال تلگرام set85@ جایزه دریافت کنید 759
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : orka
ت : شنبه 29 خرداد 1395
.



با عضویت در کانال تلگرام set85@ جایزه دریافت کنید 953
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : orka
ت : جمعه 28 خرداد 1395
.

موضوعات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران