مجله دنیای امروز
(برای خرید لباسها روی عکسها کلیک کنید)
عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
هم اکنون حل کردن مشکلات احساسی و عاطفیتان بخشی از کار شما میباشد، اما ممکن است تا اواخر شب هیچ اتفاقی نیفتد. ممکن است حرفی که شما پیش از این زده بودید، بد تعبیر شده باشد و مشکلی به وجود آورده که تا مدتهای طولانی باقی مانده باشد. وقتی که این مشکل ظاهر شد، سعی نکنید آن را انکار کنید، وگرنه شروع به پیشرفت و رشد پیدا کردن میکند.
باوجود اینکه تلاشهای شما بیشتر از آن چیزی که فکر میکردید مؤثر واقع خواهند شد، اما زیاد نمیتوانید به چشمان خود اعتماد کنید! شما میدانید که چیز مهمی را از دست داده اید، ولی نمیتوانید دقیقاً بگویید که آن چیز چیست. امروز سعی نکنید به دنبال کشف رازها باشید؛ فقط به سر کار برگردید و تا جایی که امکان دارد سعی کنید به خوبی از پس وظایفتان بربیایید.
مطمئناً شما میتوانید برنامهریزی کنید که به مدرسه برگردید یا برای تعطیلات بعدیتان رویاپردازی کنید، اما اگر واقعاً میخواهید که اینها اتفاق بیفتند، نیاز دارید که جدی باشید. اکنون صحبت کردن برای شما راحت است و کلمهها خیلی راحت به کمکتان میآیند. به جای آسمان ریسمان به هم بافتن یکی از اهداف مهمتان را بنویسید و به خودتان تعهد بدهید که هرکاری که شما را به این هدف میرساند انجام دهید.
امرو ماه کامل برای شما تبدیل به یک چالش شده است، برای اینکه هشتمین خانه تان یعنی خانه مربوط به افراد دیگر را فعال کرده و شما احساس میکنید به جز موضوعهای مهم و اساسی حرفی برای گفتن ندارید. البته این نوع فقدان و کمبود بهتان کمک میکند که محدودیتهای خود را بشناسید. اگر سعی کنید که شرایط جدید خود را قبول کنید، سدها و موانع از سر راهتان کنار رفته و راه شما باز میشود.
یک فرد آشنا یا یک همکار شاید امروز ازتان چیزی بخواهد که شما از انجام دادنش امتناع کنید. خوشبختانه شما قدرت استقامت و پایداری فوق العادهای دارید و از خصلت لجبازی خود در این مشکل اخیر میتوانید سود ببرید! پافشاری کردن بر روی عقیده خود خوب است، اما باید بدانید که چه وقتهایی باید با دیگران وارد مذاکره و گفتگو بشوید.
شما امروز با کمک منطقتان میتوانید دیدگاه خوبی حاصل کنید. اما این بدین معنی نیست که شما به رویاهایتان اجازه ایجاد کردن یه رابطه دوستانه ایدهآلتر میدهید. هم اکنون بهترین استراتژی برای شما این است که در عین حال که روابط عادی خود را حفظ میکنید، تسلیم عشق نشوید.
احتمالاً شما موفق شدهاید که خودتان را از یک مخمصه نجات دهید، پس نگاهی مثبت به شرایط دشوار داشتن برای شما کار سختی نیست. فقط مطمئن باشید که اشتباهاً رفتار غیر طبیعی نداشته باشید. برای اینکه توانایی شما در دیدن جنبه مثبت هر موضوعی همچنین میتواند شما را به سمت تکذیب کردن سوق بدهد. موقع صحبت کردن مطمئن باشید که حرفهایتان نه فقط بر پایه تخیلاتتان بلکه بر اساس واقعیت پیریزی شده باشند.
امروز کارتهای اعتباری خود را درون کیف خود نگه دارید و بیرون نیاورید، برای اینکه هنگام خرید کردن به خودتان ضرر خواهید زد و چیزهایی میخرید که نیازی بهشان ندارید. ممکن است شما فکر کنید که به آنها نیاز پیدا خواهید کرد اما شاید متوجه نشوید که حقایق ممکن است به وسیله تبلیغات خیلی بزرگ نمایی شده باشند.
تصورات درونی شما اکنون بسیار قوی شدهاند، اما آنها از تفسیر شدن سر باز میزنند. و این موضوع میتواند فاصله عمیقی بین شما و آن کس که دوست دارید ایجاد کند. به جای اینکه خودتان را ناامید کنید، از نعمتهای زود گذری که به دستتان رسیده قبل از اینکه تمام شود استفاده کنید.
اگر شما هر نوع مشکلی چه کاری و چه شخصی داشته باشید، درهای خوشبختی خیلی زود به رویتان بسته میشود. چون که امروز آخرین روزی است که خورشید هفتمین خانه شما، یعنی خانه مربوط به اطرافیانتان را ملاقات میکند. بنابراین شما فقط امروز فرصت دارید تا هر ناراحتی و مشکلی که دارید را مطرح کنید. پس حالا که شانس بهتان رو کرده فرصت را از دست ندهید.
شما در مورد برنامههای آخر هفته خود مطمئن نیستید. حتی اگر بدانید که چه میخواهید، باز هم میترسید که برای رسیدن به همه آنها وقت کافی نداشته باشید- که البته درست هم فکر میکنید! به جای اینکه از مقدار آنها کم کنید میتوانید بخشی از برنامههایتان را به هفتههای بعد موکول کنید. اگر حس میکنید وقت در حال تمام شدن است نگران نشوید، شما امکانات زیادی پیش روی خود دارید.
اگر امروز شما بتوانید به جهانی آرمانی راه پیدا کنید، در حالی که موسیقی مطلوب شما به نرمی در پس زمینه نواخته میشود، همه رنگها نیز کاملاً با هم هماهنگ خواهند بود. خوشبختانه لزومی ندارد برای اینکه دنیای کاملی را ببینید به جاهای دیگر مسافرت کنید، برای اینکه عطارد با نپتون در سازگاری کامل به سر میبرد. از همان جایی که هستید به رویاهایتان فکر کنید و سعی کنید حداقل یکی از آنها را به واقعیت تبدیل کنید.
ترانس سکشوالیسم (TS) یا بیماری دو جنسیتی، عارضه ای است که در آن، فرد هویت جنسیتی خود را که با توجه خصوصیات جنسی بدنی اش از هنگام تولد برای او تعیین شده، نمی پذیرد و از لحاظ روانی خود را جزو جنس مخالف می داند.
دوجنسیتی ها نه روان پریش اند، نه فاسد و منحرف جنسی و نه مجرم، بلکه انسان های بی دفاعی هستند که برای تعیین جنسیت واقعی خود از همان اوان کودکی دچار سردرگمی بوده اند، منزوی شده اند و بعد از بلوغ هم نتوانسته اند با روانی که کاملا در تضاد با جسم است، سازگار شده و به طوری طبیعی زندگی کنند.
فرهنگ عمومی ما، شناخت علمی و دقیقی درباره هیچ یک از گونه های اقلیت جنسی ندارد، بنابراین در مواجهه با گرایش های جنسی خارج از عرف و تبیین این موارد به خَلط و آشفتگی دچار می شوند. معمولا قضاوت های نابجا و رفتارهای نامناسب و دون شان و شخصیت انسانی که نسبت به این افراد روا می شوند، آنچنان دردناک هستند که به جای مرهم بودن بر درد این افراد، موجب بروز نابهنجاری ها و آسیب های عدیده ای می شوند که پیامدهای منفی و ناگوار آن، درنهایت دامن گیر تمامی احاد جامعه خواهد شد.
در اولین گام لازم است تفاوت اساسی بین دو اصطلاح جنس (s.e.x) و جنسیت (gender) از یکدیگر باز شناخته شوند.این دو اصطلاح از جمله واژگان زبان شناختی هستند که در جملات و گفتار ما نقش هایی چون «اسم»، «ضمیر» و «صفت» را ایفا می کنند؛ از سوی دیگر، واژه هایی چون «پسر» و «دختر» و یا «زن»، «مرد»، اسامی از پیش تعیین شده و هویت سازی هستند که به خودی خود، بار معنایی خاصی به همراه داشته و نقش، جایگاه و آینده فرد در جامعه را نیز رقم می زنند.
روان شناسان تعیین هویت جنسی افراد بر اساس اندام های جنسی، هورمون ها، نوع کروموزوم ها و خصایص زیست شناختی را جنس و تعیین جنسی فرد بر اساس رفتار، تمایلات، هیجان ها و همچنین هویت اجتماعی و فرهنگی را جنسیت (gender) تعریف می کنند و دوجنسیتی ها (transgender) افرادی هستند که کاملا به نوع جنسیت خود(مؤنث / مذکر) واقف بوده اما حاضر نیستند آن را بپذیرند، در واقع دوجنسی یا اختلال هویت جنسی، اختلالی است که فرد مبتلا به آن در جسم یک جنسیت، با هویت و روحیات جنسیت دیگر زندگی می کند و همواره نیز به لحاظ این دوگانگی دچار احساس آشفتگی و حیرانی است. توازی و توازن میان جنس و جنسیت باعث می شود در رفتار جنسی فرد هم نابهنجاری و یا رفتارغیرعرفی مشاهده نشود، مثلا وقتی فرد با شرایط بیولوژیک یک زن به دنیا می آید و در جامعه به عنوان یک زن رشد می کند، در خودشناسی و خوداگاهی هم خویش را زنی با علایق و احساسات زنانه و رفتار و منش متعلق به گروه های زنانه می شناسد قطعا می تواند تا پایان عمر در این گروه جنسی و جنسیتی باقی مانده و ایفای نقش کند، اما اگر میان جنس و جنسیت توازی و توازن نباشد، هرچند که فرد جنس خود را مردانه/ زنانه می بیند، اما جنسیت خود را متفاوت قلمداد کرده و تصور می کند جسم و جنس آن مطابق با جنسیتش نیست. معمولا این افراد احساسات، هیجانات و عواطف جنسی واقعی خویش را در قالب بدنی زندانی می بینند که به اشتباه در کالبد آن جسم قرار گرفته است.
اینان به عضویت در گروههای جنسیتی مخالف جنس خود، تمایل افراطی دارند اگر چه کمتر در آن نیز پذیرفته می شوند. آرزو و اصرار شدید برای شناخته شدن و بودن در نقش جنس مخالف و ناراحتی و عذاب فرد از جنسیت فیزیکی خود در رفتار اجتماعی از مهمترین مشخصه های شناخت افراد مبتلا به این بیماری است. دوجنسی ها از لحاظ بیولوژیک و ژنتیک یک زن کاملا سالم و یا یک مرد کاملا سالم هستند، یعنی اندام های جنسی داخلی و خارجی را دارند، اما به لحاظ ذهنی، فکری و عاطفی، به هیچ وجه خود را متعلق به جنسیت آناتومیک خود نمی دانند و هرگز نیز حاضر به پذیرش ظاهر فیزیکی خود نیستند؛ به دیگر سخن، بیمارعلیرغم داشتن کالبد زنانه، خود را مرد می داند و می خواهد به یک مرد تبدیل شود و یا با وجود کالبد مردانه، خود را زن می داند و می خواهد به یک زن تبدیل شود. عدم رضایت از پذیرش کالبد حقیقی خویش در مبتلایان به این اختلال، به قدری است که فرد در زندگی شخصی و اجتماعی اش نیز، دچار مشکلات و نابهنجاری های جدی می شود.
معمولا مبتلایان به این بیماری، با تمام وارونگی ها خود را متعلق به جنس مخالف می دانند و به تغییر جنسیت خود تمایل افراطی دارند یا اینکه همیشه در تلاش هستند به عنوان جنس دیگری در جامعه شناخته شوند، به همین نیز ممکن است از پذیرش نقشهای اجتماعی جنسیت حاضر خود( مرد/زن بودن، پدر/مادر بودن خواهر/برادر بودن و ...) به شدت امتناع کنند، در پوششی از جنس مخالف در جامعه حضور یابند (اگر چه این پوشش هم به طور کامل مایه رضایتشان نیست) یا رفتارهایی برخلاف جنسیت خود داشته باشند، از این رو، تغییر جنسیت، با اخذ مجوز قانونی واز طریق انجام عمل های جراحی، تنها اقدامی است که می تواند جسم فرد مبتلا به این اختلال را با هویتش یکسان کند، مثلا فردی که از نظر روحی زن اما به لحاظ جسمی مرد است، باید جسم او نیز به یک زن تغییر یابد.
تغییر جنسیت برای دوجنسی ها بسیار ضروری است چرا که بیزاری از جنس فعلی، نه تنها زندگی را برای آنان جهنم می کند، بلکه اسیر بودن در قفس تن باعث می شود همواره احساس ناخوشی و بیماری داشته باشند. دوجنسی ها تنها به خاطر عدم رضایت از جسم و جنس خود و نارضایتی از مسئولیتهای شخصی و اجتماعی همراه آن، نه به دلیل میل جنسی متفاوت از جسم و جنس خود، اقدام به تغییر جنسیت می کنند، تغییر جسم با جراحی، باعث می شود جنسیت آنها از کالبد ناهمگونشان رهایی یابد و با جنس واقعی شان همگونی پیدا کند؛ البته گاهی با دوجنسی هایی مواجه هستیم که هرگز اقدام به درمان های پزشکی مخصوصا جراحی آلت تناسلی نمی کنند.
عوامل زیست شناختی، اجتماعی- فرهنگی و روان شناختی از جمله علتهای پدید آمدن پدیده ترا جنسی است که در این میان عوامل زیست شناختی مهم ترین عامل پیدایش این بیماری محسوب می شود. درباره علل زیست شناختی، توجه به سه فاکتور ژنتیک و وراثت (62 درصد در بروز این پدیده نقش دارد)، هورمون ها بویژه در دوران جنینی، اختلالات ساختمانی و عملکرد مغزی بخصوص در ناحیه هیپوتالاموس بسیار حائز اهمیت است. روان شناسان اگرچه علل اجتماعی - فرهنگی و روان شناختی را ازجمله فاکتورهای مهم در بروز و پیدایش دوجنسی می دانند اما با این حال معتقدند این عوامل به خودی خود نقش مستقیمی در بروز این اختلال نداشته بلکه به عنوان سائق و تسریع کننده توانسته اند به ظهور این بیماری در فرد مستعد دامن بزنند.
براساس دستورالعمل های تشخیص بیماری های روانشناختی(DSM-V)، فردی نامزد دوجنسی است که دو نشانه از چهار نشانه زیر را به مدت بیش از شش ماه تجربه کند:
تمایل و پافشاری زیاد فرد بر این که متعلق به جنس دیگر استوجود یا تاکید بر نارضایتی، ناراحتی و تنفر از جنسیت بیولوژیک خودشواهدی مشخص و مبرهن دال بر بروز اختلال جدی و مشخص در زندگی شخصی، اجتماعی و محیط کاریبینا جنسیتی نبودن فرددوجنسی ها از خانواده هم طرد می شوند
متاسفانه درک این پدیده برای برخی از تحصیل کرده ها و حتی پزشکان هم بسیار سخت است، بنابراین پذیرش یکباره و بی چون وچرای این حقیقت تلخ و کنارآمدن با جنسیت جدید فرد از جانب خانواده و بستگان نزدیک تا اندازه ای دور از انتظار است. معمولا اطرافیان یک دوجنسی، کمتر این موضوع را درک می کنند، آنها نمی توانند به یقین این مطلب برسند که مثلا فرزند دخترشان با تمام ویژگی های زنانه ای که دارد باید به مرد شدن فکر کند، برای آنها غیر قابل درک و تحمل است که به عمل تغییر جنسیت فرزندشان رضایت بدهند و پس از جراحی هم، زنی از خانواده را از دست بدهند و مردی را بپذیرند که صرفا حاصل یک عمل جراحی است. پذیرش این وضعیت در جوامع ایدئولوژیک گرا، سنتی و مردسالار چندین برابر دشوارتر است، محدودیت ها و قید و بندهای تعریف شده در روابط زن و مرد از یک سو و همچنین منافی فرهنگی بودن این پدیده و پایبندی به برخی از تفکرات اعتقادی چون "عمل جراحی تغییر جنسیت، عین کفر گفتن به خدا و دخالت در کار اوست" از سوی دیگر، باعث می شود این عمل نه تنها امری قبیح قلمداد شود بلکه جنسیت پس از عمل جراحی هم، مصنوعی و به اصطلاح من درآوردی فرض شده و به عنوان هرزگی و یا مد دنیای جدید،هرگز مورد توجه و پذیرش قرار نگیرد.
معمولا در بسیاری از جوامع، صحبت کردن درباره مسائل جنسی تابو و از مقوله محرّمات است. هر جامعه تعریف مشخصی از رفتار جنسیِ عرف و گرایش های جنسی دارد، عموما گرایش های جنسی خارج از عرف مذموم تلقی می شوند و فرصتی نیز برای طرح بحث و بازشناسی این موضوع نیست، اهمیت بی توجهی به این امر تا بدان جایی است که در برخی از جوامع برای سرپیچی کنندگان قوانین سخت گیرانه ای هم در نظر گرفته می شود، اگر چه گاه دیدگاه تسامح گرایانه هم وجود دارد اما معمولا گرایش های جنسی نامتعارف، تهدیدکننده حیات و بقای بشر هستند که به بنیان افکنی خانواده و نهایتاً سبب تباهی و سقوط بشریت منجر می شوند. بنابر این اصل، پدیده تراجنسی در بیشتر جوامع و نزد توده مردم قابل درک و شناخته شده نیست؛ معمولا تراجنسی ها در شمار همجنس گرایان و افرادی نامعمول و سنت شکن طبقه بندی می شوند که اغلب مشکل عمیق آنان مترداف با لذت گرایی، هرزه و فاحشه، منحرف و بی قید و بند معنا و مورد تفسیر قرار می گیرد که قطعا این وضعیت برای توالی نسل بشریت هم، تهدیدی جدی به شمار می آید.
بی تردید با این اتهامات، دیگر مجالی برای توضیح و تفسیر برخی رفتارها و تمایز آنها با برخی بیماری ها باقی نمی ماند چرا که جامعه هر دو را به یک شکل می بیند و از خود می راند. حال آن که، به کمک یافته های پزشکی و روان شناختی دریافته ایم که وراثت و فاکتورهای بیولوژیک در بروز دوجنسی نقش مهمی دارند و این گروه متمایز از منحرفان اخلاقی و اجتماعی هستند، باید به یاری این بیماران بشتابیم و با تداخل درمانهای پزشکی و روانشناختی به تطابق جنس و جنسیت در این افراد کمک کنیم.
دوجنسی ها معمولا در انزوا بسر می برند، زیرا در اجتماعاتی مانند خانواده، دوستان و آشنایان به عنوان فردی غیرعادی پنداشته شده و هرگز نمی توانند جایگاه واقعی خود را کسب کنند، معمولا از اضطراب، افسردگی و خشونت رنج می برند و نسبت به تغییر جنسیت خویش دلشمغولی های ذهنی بسیار دارند، تا آنجایی که عوامل فرهنگی و اجتماعی القا شده، هرگز باعث نمی شود آنها به جنس فعلی خود قانع شوند و از اندیشه تغییر آن منصرف گردند. رویای تغییر جنس را تنها به این امید در ذهنشان می پرورانند که از آن طریق بتوانند به آرامش روحی و روانی برسند و در گروه همجنس مطابق با جنسیت خود عضویت دایمی داشته باشند.
اهمیت تغییر جنس و تن دادن به جراحی های سخت، آنقدر زیاد است که اگر این کار صورت نگیرد، تعارض میان جنس و جنسیت آنها را تا بزهکاری، اعتیاد و نهایتا خودکشی پیش می راند. البته مخاطرات پیش از عمل تنها یک روی سکه است در دیگر روی آن باید از مشکلات بعد از جراحی دوجنسی ها هم سخن گفت. دشواری های زندگی یک تراجنس، پس از عمل جراحی هم پایان نمی پذیرد.
هماهنگ و تطبیق شدن با جامعه و گروههای جنسی/ جنسیتی یکی از مهمترین مشکلاتی است که این افراد با آن دست و پنجه نرم می کنند. شبکه روابط یک دوجنسی تا پیش از عمل جراحی چیزی متفاوت تر از بعد جراحی است مثلا اگر فرد مبتلا تا به دیروز در نقش مرد یا زن، شوهر یا همسر، مادر یا پدر، خواهر یا برادر و دختر یا پسر ایفای نقش می کرد، پس از جراحی قرار است به گونه ای کاملا متضاد با قبل رفتار کند، بنابراین بروز مشکلات عاطفی و روانشناختی اجتناب ناپذیر است و آینده، هویت اجتماعی و جایگاه آنان را به مخاطره می اندازد، اگر چه دشواری های این مسیر برای اطرافیان فرد مبتلا هم بسیار جانکاه است. از این رو لازم است پیش از تصمیم و اقدام به جراحی، فرد و خانواده اش تحت حمایت های تخصصی پزشکان، پرستاران و روانشناسان مجرب قرار گیرند.
دختر جوانی که از ٧ ماه پیش با انتشار ویدیوهای ترسناکی از آزار و شکنجه حیوانات موجی از وحشت و انزجار را در میان کاربران فضای مجازی ایجاد کرده بود، با شکایت صاحبان حیوانات بازداشت شد.این دختر جوان پس از این که متوجه این شکایت ها شد، فرار کرد و این بار با انتشار ویدیوهای دیگری، شاکیان را تهدید کرد که اگر شکایت شان را پس نگیرند، آنها را نیز مثل همین حیوانات شکنجه می کند. او در ویدیوهایش صدای ناله حیوانات که شکنجه می شدند را منتشر می کرد و می گفت در صورت پیگیری شکایت ها، سرنوشت آنها نیز همین خواهد بود.
کلیپ های وحشتناک
پنجم فروردین بود که این دختر حیوان آزار تحت تعقیب قضائی قرار گرفت؛ چراکه آن روز او ویدیویی را در اینستاگرام منتشر کرد و در آن از آزار و اذیت شدید حیواناتی پرده برداشت که صاحبانشان برای نگهداری چند روزه به او سپرده بودند. پس از انتشار این ویدیو بود که دختر جوان با موجی از اعتراضات شدید مردم روبه رو شد و خیلی ها نسبت به او ابراز انزجار و نفرت کردند. کامنت های زیادی مبنی بر تنفر از این دختر حیوان آزار زیر این ویدیو دیده می شد.
بعد از آن بود که صاحبان حیوانات با حضور در نیروی انتظامی شکایت کردند و خواستار رهاسازی سگ ها و بازپس دهی آنها به صاحبانشان شدند. پس از طرح شکایت صاحبان این حیوانات و فعالان حقوق حیوانات از مرسده، پرونده ای در دادسرای جرایم رایانه ای تشکیل شد و با پیگیری وکیل پرونده درنهایت حکم بازداشت این دختر حیوان آزار تحت عنوان اشاعه محتوای مستهجن و تهدید صادر شد.
ادامه تهدیدهای ترسناک
بعد از صدور این حکم بود که مأموران به تحقیق در این رابطه پرداختند و متوجه شدند که وی از محل سکونت خود متواری شده است. گویا مرسده پس از گفت وگو با رسانه های بیگانه از خانه خود متواری شده بود؛ اما او حتی بعد از اطلاع از شکایت شاکیان نیز دست از کارهای هولناکش برنداشت و این بار در مدت فرارش با انتشار صداها و تصاویری از حیوانات در فضای مجازی، شاکی هایش را تهدید کرد که از شکایت خود صرف نظر کنند.
پدر شیشه ای پس از مصرف موادمخدر و توهمات پس از آن، اقدام به پرتاب کردن نوزاد 4 ماهه خود کرده و این نوزاد اکنون به علت ضربه مغزی شدن در بیمارستانی در اصفهان بستری است. امروز سیزدهمین روز است که در بیمارستان امام حسین (ع) اصفهان بستری است و این روزها به علت وخامت حالش، پزشکان امید چندانی به زنده بودنش ندارند.
تاکنون 2 بار تحت عمل جراحی قرار گرفته و پزشکان اعلام کرده اند که باید برای زنده ماندنش دعا کرد. "هستی" اما پدر و مادری ندارد که بخواهند برای سلامتی اش دعا کنند. حتی کسی منتظرش نیست که بعد از 2 بار عمل جراحی، سالم از بیمارستان خارج شود زیرا آنها نوزاد خود را ترک کرده اند.
هستی نوزاد 4 ماهه با تمام معصومیتی که یک نوزاد دارد به این خاطر که مادرش مصرف کننده مواد مخدر بوده، معتاد متولد شده و روند ترک او طی نشده است.
علاوه بر اینها، این نوزاد تحت آزار و اذیت والدین معتاد خود قرار گرفته و اکنون به علت ضربه مغزی شدن در بیمارستان بستری است. پزشکان اعلام کرده اند که این نوزاد توسط والدین معتادش پرتاب شده و پس از آن ضربه مغزی شده است.
والدین او، پس از رساندن هستی به بیمارستان متواری شده و حتی اثری هم از خودشان باقی نگذاشته اند.با نگاهی به چهره این کودک به خوبی می توان دریافت که او روزهای دشواری را داشته و حتی به خاطر گریه زیاد که می تواند ناشی از درد شدید باشد، ناف او به صورت غیر قابل باوری متورم شده است.
هستی اگرچه تنها 4 ماه دارد اما این روزها در حال جنگیدن با مرگ است و به نظر می رسد زندگی در شرایط دشوار را از همان زمان بارداری مادر معتادش تمرین کرده است.این نوزاد همچنان در بیمارستان بستری است و قرار شده پس از بهبود کامل و ترخیص از بیمارستان، سرپرستی او به سازمان بهزیستی کشور واگذار شود.
در همین ارتباط، الناز زارعی، مددکار موسسه خیریه مهرآفرین به خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری میزان می گوید:13 روز پیش پدر و مادر معتادی نوزاد خود را به بیمارستان امام حسین (ع) شهر اصفهان منتقل کرده و اعلام کرده اند که او از یک سطح پرت شده است.وی می افزاید:مددکاران بیمارستان پس از بررسی اظهارات پدر و مادر این نوزاد، متوجه شدند که نوزاد 4 ماهه از سوی پدرش پرتاب و پس از آن ضربه مغزی شده است.
این مددکار اجتماعی با اشاره به اعتیاد پدر و مادر نوزاد 4 ماهه می گوید:پدر و مادر این نوزاد هر دو معتاد بوده و پدر پس از مصرف مواد مخدر و توهمات پس از آن، اقدام به پرتاب فرزند خود کرده است.
زارعی از اعتیاد نوزاد 4 ماهه خبر می دهد و می گوید:با آزمایش های انجام شده از سوی پزشکان، مشخص شد که نوزاد 4 ماهه نیز معتاد است و پس از تولد، مراحل درمان او طی نشده است.وی در خصوص وضعیت حال حاضر نوزاد 4 ماهه می گوید:هستی اکنون در شرایط چندان مساعدی نیست و پس از بستری شدن او، پزشکان تاکنون 2 بار این نوزاد را تحت عمل جراحی قرار داده اند.
این مددکار اجتماعی با اشاره به متواری شدن پدر و مادر این نوزاد می گوید:پدر و مادر هستی پس از اینکه او را به بیمارستان آورده اند، با دادن آدرس و شماره تلفن جعلی، از محل متواری شده و فرزندشان را به حال خود رها کرده اند.
زارعی در خصوص اقدامات صورت گرفته به منظور سرپرستی نوزاد 4 ماهه می گوید:پس از بررسی های صورت گرفته، مقرر شد این نوزاد 4 ماهه به علت عدم صلاحیت پدر و مادر پس از طی مراحل درمان به سازمان بهزیستی کشور واگذار شود.
روزی روزگاری در سرزمین ما،مرد باایمان و خوش اخلاقی زندگی می کرد که خیلی دوست داشت به دیگران کمک کند.او همیشه مواظب آدم های فقیر و بیچاره و معلول بود و برای کمک به آنها بسیار تلاش می کرد.مردم به خاطر خیرخواهی این مرد،به او عموخیرخواه می گفتند.او کشاورز بود و هر روز روی زمین کار می کرد و زحمت می کشید و موقعی که کارش تمام می شد، به یاری مستمندان می شتافت.یک روز عصر،وقتی تمام پول هایش را برای کمک به مردم فقیر خرج کرده بود و داشت به خانه برمی گشت،حیدر را دید.حیدر کارگربود وروی زمین های مردم کار می کرد و دستمزد ناچیزی می گرفت.او مرد فقیری بود و چندین بچه ی قد و نیم قد داشت و به زحمت شکم آنها را سیر می کرد.عمو خیرخواه به حیدر سلام کرد و حالش را پرسید.حیدر با ناراحتی گفت:«عموخیرخواه،چند روزی است که نتوانسته ام کارکنم و دستمزد بگیرم.بچه هایم گرسنه اند.پولی به من قرض بده تا بتوانم نانی بخرم و شکم آنها را سیر کنم.»عموخیرخواه جیب هایش را گشت اما هیچ پولی توی جیب هایش باقی نمانده بود.خجالت می کشید به حیدر بگوید که پول ندارد.ناگهان ملخ درشتی روی دستش نشست.عموخیرخواه ملخ را کف دستش گذاشت و به آن نگاه کرد.بدن ملخ زردرنگ بود و در غروب آفتاب، مثل طلا می درخشید.هیکلش هم از ملخ های معمولی خیلی بزرگ تر بود.عموخیرخواه با خودش گفت:«ای کاش این ملخ از جنس طلا بود تا آن را به حیدر می دادم.با پولش می توانست به راحتی زندگی کند.»توی همین فکرها بود که حیدر پرسید:«عموخیرخواه،چی توی دستت داری؟»عموخیرخواه ملخ را کف دست حیدر گذاشت.حیدر به ملخ نگاه کرد.ناگهان ملخ تبدیل به مجسمه ای از طلا شد.عموخیرخواه و حیدر با تعجب به آن خیره شدند.
حیدر چندبار ملخ را لمس کرد و با شادی فریاد زد:«معجزه شده عموخیرخواه!ملخ تبدیل به طلا شده است!»عموخیرخواه فهمید که خدا آرزویش را برآورده ساخته است.دستی به شانه ی حیدر زد و گفت:«از این ماجرا به کسی چیزی مگو.ملخ را به بازار ببر و بفروش و سرمایه ی کارکن.»بعد هم خداحافظی کرد و رفت.حیدر ملخ طلایی را به شهر برد و به یک جواهرفروش فروخت و پول زیادی گرفت. با آن پول توانست زمین و گاو و گوسفند بخرد و ثروتمند شود. سال ها گذشت. حیدر به فکر افتاد تا ملخ طلایی را بخرد و به عموخیرخواه بدهد.او پول زیادی داد و ملخ را خرید و پیش عموخیرخواه برد و آن را در دست عموخیرخواه که حالا پیرشده بود گذاشت.
عموخیرخواه با لبخند به ملخ نگاه می کرد.ناگهان ملخ جان گرفت و به شکل اولش درآمد و جست و خیزکنان از آنها دور شد و رفت.حیدر با تعجب به ملخ نگاه می کرد و نمی دانست چه بگوید.اما عموخیرخواه با لبخند گفت:« حیدرجان،آن روز که تنگدست بودی خدا این ملخ را تبدیل به طلا کرد تا تو بتوانی سرمایه ای به دست بیاوری و کاری بکنی و امروز که به لطف خدا ثروتمند و بی نیاز هستی،ملخ هم به آغوش طبیعت بازمی گردد تا به زندگیش ادامه دهد.» اشک از چشمان حیدر سرازیر شد،به خاک افتاد و سجده ی شکر به جای آورد.
برای بسیاری از ما پیش آمده که گاهی دچار احساس حسد نسبت به شخص دیگری می شویم. حسادت، احساسی است که با تلخی و ناراحتی تجربه می شود و در واقع ترکیبی از احساسات متفاوتی مانند حقارت، عصبانیت، کینه و نفرت است.در اینجا داستان کوتاه و تآمل برانگیزی را می خوانید که در آن آخرو عاقبت حسادت و بددلی حکایت می شود.
یکی بود یکی نبود تو یه جنگل سرسبز و بزرگ یه سنجاب زبر و زرنگ بود که تو یک درخت مهربان زندگی می کرد. درخت با همه حیوانات جنگل خوب بود و میوه های رنگارنگش را در اختیار همه حیوانات جنگل می گذاشت.اما این کار سنجاب را اذیت می کرد او دوست داشت که درخت فقط مال او باشد.اما چون درخت این طورمی خواست سنجاب هم چیزی نمی گفت.یک روز که هوا خیلی طو فانی بود یک کبوتر تنها که تو طوفان گرفتار شده بود به درخت پناه آورد و درخت هم بهش میوه و جاداد.
باز هم این کار باعث ناراحتی سنجاب شد و سنجاب حسادت کرد.یک روز که کبوتر برای تهیه آب و دانه به اطراف جنگل رفته بود سنجاب شروع به غیبت کردن کرد و به درخت گفت که کبوتر همش می گه که درخت خیلی کهنه است و همین روزهاست که خشک بشه و میوه هاش هم تلخ و بی مزه است.آن قدر این حرف ها را زد که درخت باورش شد و وقتی کبوتر برگشت اون رو از خودش روند و بیرونش کرد و هر چی کبوتر می گفت که حرفی نزده درخت باور نمی کرد. کبوتر به ناچار و با ناراحتی درخت آن جا را ترک کرد.
یک کمی که از آن جا دور شد مرد تبر به دستی را دید که به سمت درخت می رفت فهمید که چه خطر بزرگی درخت رو تهدید می کنه.یک هو یاد جنگل بان افتاد و چون کلبه اش را بلد بود سریع به سمت او رفت.ولی وقتی سنجاب متوجه مرد تبر به دست شد و فرار کرد و هر چه درخت صداش کرد و کمک خواست توجهی نکرد. ولی همین که مرد تبر به دست اولین ضربه را زد مرد جنگل بان به موقع رسید و جون درخت را نجات داد.
حالا درخت پی به اشتباهش برده بود کبوتر را در آغوش گرفت و سالیان سال در کنار هم خوش و خرم زندگی کردند.و اما سنجاب قصه ما که فکر می کرد خیلی زرنگه هنگام فرار گرفتار صیاد شده بود و این عاقبت کسی است که با حسادت و غیبت می خواهد به خوشختی برسد اما به تباهی خواهد رسید.
نجات زلزله زدگان از زیر آوار توسط ماموران آتش نشانی - ایتالیا
کمک به فضا نورد زن آمریکایی برای خارج شدن از سفینه دقایقی بعد از بازگشت به زمین - قزاقستان
بدون شرح
شادی ورزشکاران هندی بعد از برد در مسابقات بیسبال - شیکاگو
عبور زنان از زیر گاو طبق سنت قدیمی - نپال
گردش پیرمردی با سگش در ساحل زیبای بیی - انگلستان
سربازان مسیحی عراق در حال خواندن دعا
ظاهری دلقک گونه برای شرکت در اعتراضات ضد تصمیمات دولت در بروسل
عبور توریست ها از مقابل اهرام مصر
هماهنگی جالب پرندگان در پرواز و کوچ پاییزی - آلمان
تصویری زیبا با موضوع ماهیگیری در ویتنام
امیرعلی نبویان متولد 2 فروردین سال 1359 گوینده – بازیگر و مجری تلویزیون است .او فارغ التحصیل رشته ی مهندسی برق از دانشگاه مازندران میباشد شهرتش رو از برنامه ی تلویزیونی رادیو 7 بدست آورد وی علاوه بر کار های تلویزیونی دستی در نویسندگی نیز دارد و چند کتاب منتشر شده از وی در بازار میباشد امیر علی نبویان نویسنده محبوب مجموعه داستان های قصه های امیرعلی هست و او اولین تجربه بازیگری خود را در سریال نوشدارو بدست آورد. امیر علی نبویان در تیرماه 95 خبر نامزدی خود با بهار نوروزپور را رسانه ای کرد، نکته مهم در این ازدواج بیماری سرطان همسرش بود، قبل از نامزدی دوباره بیماری عود کرده اما بدلیل کم بوده گلبول های سفید خون امکان شیمی درمانی نبوده، عشق و محبت امیرعلی و همسرش موجب میشود در کمترین زمان بیماری برگردد و حتی نیاز به شیمی درمانی هم نباشد.
مرد جوان که در جریان درگیری بر سر یک پیراهن، دوستش را با چاقو کشت و به قصاص محکوم شده بود، با پرداخت دیه از چوبه دار نجات یافت.
چرا دوست ات را به قتل رساندی؟
درست زندگی کنند و قدر جوانی خودشان را بدانند. هیچ وقت هم چاقو در جیب شان نگذارند تا سرنوشتی مثل من و صدها نفر دیگر نداشته باشند.
نتایج این مطالعه جدید که توسط محققان دانشگاه مونترال انجام شده است، نشان می دهد که نوجوانان امروز در قیاس با نسل قبلی خود کمتر می خوابند، شب ها بیشتر از خواب بیدار می شوند و در طول روز بیشتر خواب آلود هستند.
دلیل این وضعیت این است که نوجوانان امروزی وابسته ترین نسل به رسانه های اجتماعی هستنند.
محققان متوجه شدند که هر چه نوجوانان در طول روز بیشتر با موبایل صحبت کنند، پیامک بفرستند و در شبکه های اجتماعی پرسه بزنند، الگوی خواب بدتری دارند.این نتیجه نگران کننده تنها یک هفته بعد از آن منتشر شد که آکادمی اطفال آمریکا از شدت سختگیری دستورالعمل های خود در زمینه مدت زمان استفاده کودکان از صفحه های نمایشگر کاست و به رغم مخاطرات استفاده از دستگاه های دیجیتالی برای سلامت کودکان، اعلام کرد که باید نسبت به این موضوع واقع بینانه عمل کرد.
اما ‘جنیفر لوگلین’ محقق دانشگاه مونترال و از نویسندگان این مقاله که در مجله Sleep Health منتشر شد، هشدار داد که دستگاه های الکترونیکی بخشی از زندگی نوجوانان شده است و اغلب قبل از خواب مورد استفاده قرار می گیرد.
محققان برای کشف رابطه میان زمان استفاده از دستگاه های الکترونیک مانند بازی های ویدیویی، تلویزیون و تلفن همراه و میزان زمان خواب نوجوانان، داده های حاصل از مطالعه روی گروهی از دانش آموزان دبیرستانی در مونترال را انالیز کردند.
در این مطالعه، بیش از هزار و 200 دانش آموز 14 تا 16 ساله در فاصله زمانی میان سال های 2008 و 2009 پرسشنامه هایی را در زمینه تعداد دفعات استفاده از دستگاه های الکترونیک از جمله تلویزیون و تعداد دفعاتی که سایر فعالیت های نشسته را مانند خواندن کتاب، انجام تکالیف و یا صحبت کردن با موبایل انجام می دهند، پر کردند.
این نوجوانان همچنین به سوال هایی در زمینه ساعت خواب و یا بیداری خود در روزهای هفته و روزهای تعطیل پاسخ دادند.محققان متوجه شدند، کودکانی که بیش از دو ساعت در روز از کامپیوتر و یا بازی های ویدیویی استفاده می کردند، در قیاس با نوجوانانی که زمان کمتری پای صفحه نمایشگرها می نشستند، به ترتیب 17 و 11 دقیقه کمتر می خوابیدند.این مطالعه نشان داد که از هر سه نوجوان یک نفر بیش از دو ساعت در روز از کامپیوتر استفاده می کرد و احتمال خواب شبانه کمتر از هشت ساعت در آنها در قیاس با بقیه بیش از دو برابر بود.
همچنین احتمال خواب شبانه کمتر از هشت ساعت در نوجوانانی که دستکم روزی دو ساعت با تلفن صحبت می کردند، در قیاس با نوجوانانی که مدت زمان کمتری را صرف این کار می کردند، بیش از سه برابر بود.
اما تاثیر تماشای تلویزیون روی خواب متفاوت بود، به طوری که نوجوانانی که روزی دو ساعت یا بیشتر تلویزیون تماشا می کردند، احتمال خواب شبانه کمتر از هشت ساعت در آنها در قیاس با سایر گروه های مورد مطالعه نصف بود.
همچنین نوجوانانی که بیش از دو ساعت در روز از کامپیوتر استفاده و یا با تلفن صحبت می کردند، در قیاس با نوجوانانی که ساعات کمتری در روز را به استفاده از این وسایل اختصاص می دادند، خواب آلودگی بیشتری را در طول روز گزارش دادند.اما نوجوانانی که سایر فعالیت های نشسته را مانند کتاب خواندن انجام می دادند، مشکلی از نظر خواب کمتر در قیاس با هم سن و سالان خود نداشتند.
کریستینا کالامارو که ریاست یک تحقیق را بر عهده داشت، گفت:خواب یک عامل مهم در رشد و نمو کودکان و نوجوانان است و هر گونه کمبود آن، خطر ابتلای نوجوانان به افسردگی، اشکال در فکر کردن و یا تمرکز و افزایش وزن را افزایش می دهد.
صفحه قبل1...8788899091...154صفحه بعد
RSS